زمین پاک

زمین پاک

مکانی برای تامل
زمین پاک

زمین پاک

مکانی برای تامل

به طبیعت رحم کنیم

رابطه میان انسان و محیط زیست رابطه ای بس ناعادلانه و سودجویی یک طرفه است. انسان به عنوان موجود به کمال رسیده اکوسیستم در طول تاریخی بس طولانی با افعال نابخردانه خود ناملایمات و خرابی های بسیاری در حق اکوسیستم روا کرده است .خرابی ها و بهره کشی هایی که باعث توجیه بسیاری از زلزله ها ، آتشفشان ها ، سیل ها و ... می گردد.

در این میان انسان با افعال غیرمنطقی خود ، افعالی که نتیجه فکر بکر و اختیار انسان مدرنیته بوده و هست ، به تخریب محیط زیست پرداخته و در واقع تیشه به ریشه خود زده است.در نتیجه تحولات اجتماعی و صنعتی، انسان با بهره گیری بیش از حد از طبیعت آن را مقهور خود نموده و با از بین بردن پوشش گیاهی و درختان باعث آلودگی هوا و در نهایت افزایش بیماری های عفونی شده است.همچنین شبکه حیات ، دارای پیوستگی حکیمانه ای است که در آن هر جزء نقش، تأثیر و ظرفیت خاص خود را دارد و به همین علت نباید بیش از حد توان موجود ،از آن بهره جست زیرا هم باعث از بین رفتن تعادل مجموعه می شود و هم اینکه منابعی که در حال حاضر در اختیار انسان هاست فقط متعلق به نسل حاضر نیست و نسل های آتی نیز سهمی از آن دارند.

 در محیط زیستی عوامل غیر زنده مانند خاک ، آب ، گازها و غیره به همراه جانداران وجود دارند. موجودات زنده با هم و با محیط غیر زنده خود ارتباطی متقابل برقرار می‌سازند. این ارتباط‌ها برای بقای محیط زیست بسیار لازمند. بشر به عنوان تکامل یافته ترین موجود کره خاکی در طول عمر نه چندان طولانی خود بیشترین تاثیرات را برزمین و محیط زیست خود داشته است که آن هم به وجود شعور و عقل و علمی برمی گردد که به واسطه آن اشرف مخلوقات است، برخی جوامع از این عقل و شعور خدادادی حسن استفاده را نموده و نه تنها خود از عقل و علمشان بهره ها گرفته اند بلکه سایر انسانها و موجودات زنده نیز از آن بهره های فراوان برده اند .اما بعضی دیگر آن را وسیله تباهی نوع خود و دیگر موجودات و محیط زیست بی زبانشان کرده اند .
اینها نه تنها خدمتی به جامعه بشریت نمی کنند بلکه اعمال و کردارشان باعث تباهی خود و دیگران و محیط زیستشان نیز می شود. علاوه بر آن محیط زیست نه تنها محل زندگی و تامین معیشت انسان هاست بلکه محیط زندگی هزاران موجود زنده دیگر است. موجوداتی که خانه و کاشانه ای جز محیطی که در آن زندگی می کنند ندارند و به تدریج براثر فشارهای وارده و تغییر محیط زندگی برای همیشه از بین رفته و نسلشان منقرض می شود. انسان ها برای کسب قدرت و ثروت و رسیدن به آن نه تنها مردمان دیگر را استثمار می کنند بلکه با زیاده خواهی ها، ندانم کاری ها و مدیریت غلط خود آسیب های جبران ناپذیری به محیط زیست می زنند .

در کشور های جهان سوم بیشتر معضلات زیست محیطی ناشی از محیط اجتماعی است، در ارزیابی کلی از وضعیت زیست محیطی در کشورهای جهان سوم، تاثیر پذیری محیط زیست از محیط اجتماعی به مراتب بیشتر از تاثیر گذاری عوامل فنی - مهندسی بر محیط زیست است، زیرا بیشتر مسایل فنی مانند آلودگی آب و هوا، فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی ناشی از پاره ای از ناهنجاری های اجتماعی است.به طور مثال: آلودگى هوا در نتیجه افزایش جمعیت ،رشد شهرنشینی، افزایش خودروها و الگوى نامناسب حمل و نقل به عنوان یکى از مهمترین معضلات زیست محیطى کشور تلقى مى شود.

اما نکته قابل تأمل و پرسش اصلی اینکه؛ وضعیت سلامت و بهداشت هر فرد ، هر جامعه ، هر ملت ، با تاثیر متقابل و تلفیق اثر دو محیط تعیین می‌شود: یکی محیط زیست داخلی خود انسان و دیگری محیط پیرامون و تخریب محیط زیست در قالب آلاینده های فیزیکی، شیمیایی و رادیو اکتیوی موجب از بین رفتن بافت طبیعی و تغییر نرخ رشد گونه های موجودات است و سلامتی، رفاه، آسایش و حقوق اعضای جامعه  را به خطر می اندازد.اگر محیط زیست مادی، سلامتش را از دست بدهد؛ جسم با آسیب مواجه می گردد و روان و اندیشه را به خود مشغول می دارد و اختلال در آن ایجاد می کند و آدمی  نمی تواند در تعاملات اجتماعی خود موفق ظاهر شود.
امروزه مفهوم شهرها بدون وجود فضای سبز مؤثر در اشکال گوناگون آن دیگر قابل تصور نیست. شهرها به عنوان کانون های تمرکز، فعالیت و زندگی انسان ها برای اینکه بتوانند پایداری خود را تضمین کنند چاره ای جز پذیرش ساختار و کارکردی متأثر از سیستم های طبیعی ندارند. در این میان فضای سبز به عنوان جزء ضروری و لاینفک پیکره شهرها در متابولیسم آنها نقش اساسی دارند که کمبود آنها می تواند اختلالات جدی در حیات شهرها به وجود آورد. هم چنین وجود آب ها و فضای سبز به عنوان منابع طبیعی برای تفرج انسان ها مورد استفاده قرار می گیرند .

محیط زیست و اولویت‌های راهبردی

اگر نگاهی – حتی اجمالی - به روح قوانین موجود و فرامین و توصیه‌های رهبران ایران – چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی – بیاندازیم، با شگفتی درخواهیم یافت کمتر موضوعی را می‌توان پیدا کرد که مانند حفظ محیط‌زیست و پاسداری از طبیعت، چنین مورد حمایت قوانین رسمی، فرامین مذهبی و سخنان دولت‌سالاران کشور قرار گرفته باشد

به‌نحوی که بر پایه‌ منابع و مستندات تاریخی موثق، افتخار تعیین و نامگذاری نخستین منطقه‌ حفاظت شده‌ جهان به ایرانیان می‌رسد و قدمتی 2500 ساله دارد. در آن زمان، خشایارشاه (465-486 پیش از میلاد) نسبت به حفاظت از جنگل‌ها و درختان علاقه‌ زیادی داشت و در یکی از لشکرکشی‌های خود به آسیای صغیر برای نخستین بار دستوری در مورد حفاظت از یک منطقه‌ جنگلی «سرو» را صادر و بدین ترتیب نخستین منطقه‌ حفاظت شده‌ جهان را بنیان نهاد. 

 در کتاب مقدس ایرانیان باستان نیز، بارها و بارها بر حفظ و حراست از درختان و عدم‌آزار حیوانات و آلوده نساختن آب تأکید شده است. در کلام بزرگان دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن نیز به کرات بر اهمیت حفظ طبیعت و پاسداری از مواهب آن توصیه شده است.

این توصیه به حدی است که در میثاق‌نامه‌ ملّی امروز ما، یعنی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برای نخستین بار یک اصل (اصل پنجاهم) به این موضوع مهم اختصاص یافته و نه‌تنها حفظ محیط‌زیست را وظیفه عمومی آحاد شهروندان ایرانی قلمداد کرده است، بلکه به صراحت تأکید شده که لازمه‌ حیات اجتماعی روبه رشد مردم ایران، در سایه‌ حفظ محیط‌زیست است که تحقق می‌یابد. و درست از همین‌جاست که حیرت نگارنده افزون‌تر می‌شود! چرا که هر چه بیشتر در سرزمین پهناور ایران به مطالعه و سفر بپردازیم و هر چه با دقت‌تر به پایش و اندازه‌گیری شاخص‌های مؤید پایداری سرزمین، همت گماریم، بیشتر درخواهیم یافت که بین آن قوانین وضع شده اغلب مترقی و خطابه‌های پرشور و حکیمانه با وضعیت پیش روی محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور، شکافی ژرف و ناسازه‌ای باورنکردنی فاصله انداخته است، به‌نحوی که کمتر می‌توانیم بازخورد عینی و مصداقی سزاوارانه را بر آن همه تأکید رهبران و توصیه‌ دین و الزامات قانونی و حقوقی در زیست محیط وطن بیابیم. 

درعوض، آنچه مشاهده می‌شود، روندی نگران‌کننده با شیبی منفی است که با حرکتی شتابناک در حال کاهش کارمایه‌ها و کارایی‌های سرزمین مادری است؛ حرکتی که نمود آن را در نرخ بالای فرسایش آبی و بادی، هجوم ماسه‌های روان، سیل‌خیزی، شوری‌زایی، جنگل‌زدایی، اُفت حاصلخیزی خاک، متروکه شدن روستاها، خشک‌شدن تالاب‌ها، افزایش غبارآلودگی هوا، اُفت سطح آب‌های زیرزمینی، نشست زمین، ناپدید شدن گونه‌های بومی گیاهی و جانوری کشور و قرار گرفتن بخش قابل توجهی از زیستمندان این بوم و بر در سیاهه‌ سرخ IUCN و در یک کلام: «بیابان‌زایی» می‌توان آشکارا ردیابی کرد و از این همه غفلت و نابخردی در حق طبیعت ناب ایران‌زمین و پاسداری شایسته از «امانت» امروز وطن، آه کشید و شرمسار شد.  چنین است که شوربختانه امروز نام ایران به‌عنوان یکی از 15 کشوری در جهان آورده می‌شود که دارای ناپایدارترین شرایط بوم‌شناختی (اکولوژیکی) است

پلاستیک قاتل خاموش محیط زیست

در آستانه رقم زدن فاجعه زیست محیطی هستیم؛ این را می‌شود با یک سر چرخاندن به پیرامون خود و مشاهده سیل زباله‌های‌‌ رها شده در طبیعت فهمید؛ زباله‌هایی که از هر نوع باشند، در وجود پلاستیک مشترک بوده و تجزیه‌ناپذیری این بخششان بر کسی پوشیده نیست؛ چه باید کرد؟ شاید به‌کار‌گیری این پیشنهاد، بتواند بخشی از مشکلات را حل کند!


زندگی مدرن علاوه بر رفاهی که برای انسان به همراه دارد گاه ضررهای جبران ناپذیری را نصیب او می کند. کیسه های پلاستیکی و ظروف یک بار مصرف نیز در این مورد مصداق دارند. زمانی که این کیسه ها و ظروف، جایگزین اسلاف پارچه ای و کاغذی خود شدند شاید کمتر کسی فکر می کرد در آینده ای نزدیک همین جایگزین ها، تبدیل به یکی از معضلات اصلی محیط زیست شوند.براساس تحقیقات انجام شده تنها در ایران سالانه بیش از 3میلیون تن پلاستیک تولید می شود. بیشتر این پلاستیک ها نیز بادوام هستند و صد ها سال طول می کشد تا به خودی خود تجزیه و نابود شوند.

بسیاری از زباله‌هایی که چهره طبیعت دور و اطرافمان را آلوده‌ کرده‌اند، پلاستیک‌هایی هستند که برای حمل نیازهای روزانه‌ای که می‌خریم، از فروشندگان دریافت می‌کنیم و البته سرنوشت همه آن‌ها زباله شدن است؛ زباله‌هایی که شاید نشود به کل حذفشان کرد؛ اما می‌شود از حجمشان کاست.

به گزارش «تابناک»، زباله‌های پلاستیکی یکی از بزرگ‌ترین معضلات زیست محیطی جهان امروز را به وجود آورده‌ است. این ساخته دست بشر، به علت قابلیت‌های فراوانی که دارد ـ و البته با تکیه بر قیمت ارزان آن که چه بسا بر‌ترین برتری‌اش به شمار می‌رود ـ به شکل‌های گوناگون مورد استفاده قرار می‌گیرد. دامنه کاربرد این محصول به حدی در زندگی امروزی گسترده شده که می‌توان انواع آن را در وسایل و ابزارهای پیش پا افتاده و روزمره گرفته تا وسایل فوق پیشرفته و استراتژیک به راحتی دید، تا جایی که شاید زندگی بدون آن ممکن به نظر نرسد.

این در حالی است که به گواه آمار و ارقام، یکی از پر‌کاربرد‌ترین انواع پلاستیکی که نقش فراوانی در زندگی ما دارد، کیسه‌های پلاستیکی است. این کیسه‌ها به علت مصرف روزانه و عمومی‌شان، تقریبا یک‌بار مصرف استفاده شده و به سرعت تبدیل به زباله‌هایی می‌شوند که‌ گاه غیرقابل بازیافت بوده و مشکلات بسیاری برای محیط زیست پدید آورده‌اند.

کشور ما نیز از جمله کشورهایی است که به مدد بهره‌مندی از نعمت خدادادی نفت، سالانه مقادیر زیادی لوازم پلاستیکی تولید می‌کند، تا جایی که ایران یکی از عمده تولید کنندگان مواد پلاستیکی به شمار رفته و به دنبال آن سهم چشمگیری در تولید این نوع زباله در جهان دارد.
بر اساس آمارهای جهانی، روزانه 5/3 میلیون تن زباله در سراسر دنیا تولید می شود که سهم ایران در این میان به 56 هزارتن در روز (هر ایرانی روزانه به طور متوسط 750 گرم زباله تولید می کند که اگر این رقم را در جمعیت 75 میلیون نفری ضرب کنیم، به رقمی بیش از 56 هزار تن در روز خواهیم رسید) می رسد که ناگفته پیداست، درصد قابل توجهی است.

هنگامی که کیسه های پلاستیکی به عنوان زباله دورریخته می شوند، به علت ماندگاری بیش از 500 سال در محیط، باعث آلودگی محیط زیست می شوند. این کیسه ها به همراه باد جابه جا شده و وارد رودخانه ها و کانال های آب می شوند؛ در نتیجه موجب گرفتگی آبراهه ها شده و در بسیاری موارد به علت ساکن ماندن آب، زادوولد انواع حشرات افزایش می یابد. کیسه های پلاستیکی درصورت ورود به محیط زیست دریایی، وارد زنجیره غذایی جانوران دریایی شده و سالانه هزاران گونه از جانوران آبزی از قبیل وال، دلفین، فک و لاک پشت و نیز پرندگان دریایی اشتباهاً بر اثر خوردن این کیسه ها و خفگی ناشی از آن می میرند.

کیسه های بلعیده شده حتی پس از مرگ جانوران و تجزیه آنها نیز سالم باقی می مانند، بنابراین دوباره پراکنده شده و از بین بردن حیاتی دیگر را ادامه می دهند. پلاستیک ها درصورتی که به عنوان زباله دفن شوند، به علت تجزیه آرام و کند در محل های دفن می توانند سبب تشکیل شیرابه و نفوذ آن به آب های زیرزمینی شوند. این شیرابه شامل ترکیباتی نظیر فلزات سنگین و سایر ترکیبات خطرناک است که جزو ترکیبات زیان آور برای محیط زیست هستند.

اکنون اگر بدانیم که این کیسه های پلاستیکی عمدتا از ترکیبی پلیمری به نام «پلی اتیلن» سبک درست می شوند که نیم‌عمر آن در طبیعت بین 50 تا بیش از 300 سال است ، درک عمق فاجعه ای که در آینده ای نه چندان دور به وقوع می پیوندد، چندان سخت نخواهد بود.
زباله،پلاستیک

چه باید کرد؟

این سوال قطعا می تواند پاسخ های بسیاری داشته باشد که در خلال آنها وظایف مختلفی یادآوری خواهد شد؛ وظایفی که با نقش آفرینی مردم و نهادهای مختلف می بایست به انجام برسد تا مطلوبی برای زمین رقم بخورد که با زندگی همه مان ارتباط مستقیمی دارد.

شورای اسلامی شهر تهران در بیستم اردیبهشت ماه 88، درست کمی بعد از "روز زمین"، مصوبه ای داشت که بر مبنای آن ضرورت کاهش و جایگزینی کیسه های پلاستیکی در مراکز عرضه محصولات -به ویژه در فروشگاه های زنجیره ای- جنبه قانونی یافت؛ پیرو این مصوبه، "شهرداری تهران ملزم به حمایت از صنایعی شد که اقدام به تولید پاکت ها و ظروف یک بار مصرف قابل بازیافت می نمایند"، "فروشگاه های وابسته به شهرداری ملزم شدند که ظرف مدت 6ماه از تصویب این مصوبه برنامه های خود را جهت کاهش مصرف و عرضه کیسه های پلاستیکی ارائه نمایند"، "شهرداری موظف شد در همه مراسم هایی که برگزار می نماید، از ظروف غیرپلاستیکی استفاده کند" و "جهت برنامه ریزی و اجرای هرچه بهتر این مصوبه مقرر شد کمیته ای با حضور نمایندگان و مدیران نهادهای فعال در این زمینه و زیرنظر شورای اسلامی شهر تشکیل شود". حال قضاوت با شما که این مصوبه تا چه اندازه اجرا شد؟!

اما قطعا نقش اصلی را مردم به عهده دارند؛ همین من و شمایی که گاه می توانیم برای رفتن به خرید، به مانند سالهای نه چندان دور از زنبیل و سبد استفاده کنیم اما یادمان می رود که راحتی حمل پلاستیک ممکن است ناراحتی آینده نه چندان دور خود و فرزندانمان را به همراه داشته باشد.
 همین مایی که می توانیم از فروشنده بخواهیم خریدهای اندکمان را در کیسه پلاستیکی تحویل نداده و تا جایی که ممکن است، خریدهایمان را در یک پلاستیک بگنجاند اما دریغ می کنیم و گاه راحت طلبی را تا آنجا پیش می بریم که استفاده از انواع ظرف های یکبار مصرف، قاشق، چنگال، لیوان، سفره و ... به راحتی برایمان روزمره و معمولی می شود.گذشته از این 4 سال پیش انستیتوی بین المللی سرطان در لیون فرانسه استفاده از ظروف پلاستیکی را یکی از دلایل جدی بروز بیماری سرطان عنوان کرد.نکته شاید از این هم سنگین تر باشد که حتی بسیاری از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی از مواد ضایعاتی و آسیاب شده تولید میشوند که خطرات استفاده از آن ها به مراتب چند برابر میشود .

 با این وجود که همه ما خوب میدانیم  استفاده از این ظروف به طور مستقیم بر سلامت ما اثر میگذارد .پس لااقل به فکر سلامت خود باشیم.برای مقابله با فاجعه ای که در حال تکوین است، شاید استفاده کمتر از کیسه های پلاستیکی شروع بدی نباشد و این مهم تنها زمانی رخ خواهد داد که تلاش کرده باشیم اتفاق روزمره و تکراری ای که هر روزه در دور و اطرافمان رخ می دهد را ببینیم؛ کیسه های پلاستیکی که به سرعت تبدیل به زباله می شوند تا با نیم عمر طولانی شان به یادمان بیاورند که چندان هم ارزان نبوده و به هیچ وجه رایگان نیستند، بلکه بخشی از هزینه شان را در آینده خواهیم پرداخت!

علاوه بر آن استفاده از ظروف یکبار مصرف گیاهی که بر پایه نشاسته و ذرت تهیه می شوند بهترین راه کار می باشد که خوشبختانه در چند سال اخیر تولید آن ها در کشور ما هم آغاز شده و تقریبا در بازار موجود می باشدکاملا مشخص است که این ظروف که به اصطلاح به آن ها زیست تجزیه پذیر می گویند برای سلامتی مضر نیستند زیرا آزاد شدن مواد تشکیل دهنده آن در اثر گرما و سرما خطری را متوجه مصرف کننده نمی کند

محیط زیست را با نگاهی نو ببینید

محیط زیست طبیعی عبارت است از مجموعه عوامل زیستی و غیر زیستی (فیزیکی، شیمیایی) که بر زندگی یک فرد یا گونه تأثیر می‌گذارند و از آن تأثیر می‌بینند. امروزه این تعریف غالباً به انسان و فعایت‌های او مرتبط می‌شود و می‌توان محیط زیست را مجموعه‌ای از عوامل طبیعی کره زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره، که انسان را احاطه می‌کنند خلاصه کرد.


آب

آب در قرآن کریم با واژه «ماء» 63 بار به کار رفته و توجّه ویژه اى به آن شده است. قرآن کریم در آیات زیادى ریشه زندگى را هم در منشأ و پیدایش و هم در صحنه هستى و تداوم حیات از آب مى داند. همچنین آغاز آفرینش انسان را از آب دانسته است. یافته هاى امروز نیز منشأ حیات بودن آب را اثبات مى کند. براساس این یافته ها «اصل حیات، ریشه در آب دارد و نخستین موجود یا موجودات زنده به صورت حیوان بسیط تک سلولى از آب دریا پدید آمده اند».

آب نه تنها مایه آفرینش همه موجودات مادّى است، بلکه عامل اساسى براى استمرار حیات آنها نیز هست؛ زیرا این اکسیر حیات، مهم ترین عنصر تشکیل دهنده هر موجود زنده است و در همه فعل و انفعالات درون آن نقش بسزایى دارد. براى نمونه، بدن انسان به اسفنجى مى ماند که آب، آن را فراگرفته است که میزان این آب در یک انسان بالغ، 58 تا 68 درصد بدن او است که اگر به میزان 10 درصد از آن کاسته شود، پیامدهاى ناگوارى براى او به بار خواهد آورد و اگر به 20 درصد برسد، ممکن است موجب مرگ وى شود».

از دیگر فواید ارزشمند آب، پاکى و پاک کنندگى است. به هر حال، آب مظهر پاکیزگى و پاک کننده زشتیها و آلودگیها و نویدبخش سلامت و بهزیستى انسان و محیط زیست او مى باشد.نگاه مسلمانان به آب، نگاهى سرشار از قداست، پاکیزگى و عظمت است. آب وسیله اى است که زمینه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم مى سازد. آب نه تنها جسم ظاهرى را شستشو مى دهد، بلکه پاک کننده روح نیز هست. چه بسیار از آلودگیهاى روحى که با انجام غسل و وضو و پاکیزگى لباس از انسان دور مى شود.افزون بر آنچه گذشت، امروزه آب نقشى اساسى در بخشهاى گوناگون اقتصاد، کشاورزى و تجارت و حمل و نقل ایفا مى کند.
هوا

کره زمین به وسیله قشرى از هوا که جوّ نامیده مى شود، احاطه گردیده است. وجود این قشر از هوا براى انسان، حیوان و گیاه شرط لازم زندگى است. هوا، مخلوطى است بى رنگ و بى بو که از عناصر مختلفى همچون 21 درصد اکسیژن، 78 درصد ازت، 1 درصد سایر گازها و موادّى مثل دى اکسید کربن، آب و گازهاى کمیابى همچون: کریبتون، نئون، گزفون، آرگون و غیره تشکیل شده است؛

 بنابراین، مقصود از هوا، جوّ زمین یا قشر ضخیمى از ترکیبات انواع گازها است که کره زمین را احاطه کرده است. اگر به نقش حیاتى این قشر ضخیم هوا که زمین را از هر سو احاطه کرده است، بیندیشیم، نقش آن را در فراهم سازى فضایى سالم براى زندگى و تنفس انسانها و سایر موجودات کره زمین به راحتى در خواهیم یافت.این قشر ضخیم که همچون سقفى بلورین اطراف ما را احاطه کرده، در عین اینکه مانع تابش نور خورشید نیست، به قدرى محکم و مقاوم است که از یک سدّ پولادین ضخیم نیز محکم تر است. جوّ زمین آن قدر ضخامت و غلظت دارد که همچون زرهى، زمین را از شرّ مجموعه مرگبار بیست میلیون سنگ آسمانى که در روز با سرعتى حدود 50 کیلومتر در ثانیه به آن برخورد مى کنند، محفوظ مى دارد. اگر هواى محیط زمین اندکى از آنچه هست رقیق تر شود، اجرام آسمانى که هر روز به مقدار چند میلیون عدد به آن اصابت مى کند و در همان فضاى خارج منفجر و نابود مى شود، به سطح زمین مى رسند و هر گوشه آن را مورد اصابت قرار مى دهند.
محیط زیست را از این منظر بشناسید

هوا یا اکسیژن، لازمه حیات است و نیاز به آن بیش از آب و غذا مى باشد. در اهمیت هوا همین بس که آدمى مى تواند بدون غذا چند روز یا حتّى چند ماه زنده بماند، ولى بدون هوا چند دقیقه بیش تر نمى تواند زنده بماند. این عامل حیاتى اطراف زمین را فرا گرفته است و ما اکسیژن مورد نیاز خود را به وسیله تنفس از هوا مى گیریم.

‘در قرآن و روایات اسلامى از تأثیر مهم بادها در زندگى انسان و نقش عظیم آن در عدم تعفّن اشیاى روى زمین سخن به میان آمده است. خداوند متعال در سوره مبارکه ذاریات، سوره را با سوگند به بادها آغاز مى کند:« وَالذارِیات ذَروا»؛ که همه مفسّران قرآن، مراد از آن را بادها دانسته اند.

در هر صورت، سوگند به بادها نشان از نقش عظیم آنها در زندگى بشر و تأثیر آن بر جسم و جان انسانها دارد. روایات اسلامى این نکته را به روشنى بیان کرده و متذکر شده اند که بادها باعث عدم تعفّن اشیاى روى زمین هستند و اگر بادها وجود نداشتند، تعفّن اشیا و آلودگى محیط زیست بشر، مشکلات بسیارى را براى انسان به وجود مى آورد.

گیاهان

گیاهان و درختان، سهمى بسزا و نقشى بسیار مهم در زندگى بشر دارند. تلطیف هوا، تعادل دماى محیط، حفاظت از خاک و تأمین بخشى از مواد غذایى مورد نیاز انسان و سایر موجودات، بخشى از سودمندیهاى فراوان آنها است. افزون بر اینها، گیاهان و به طور کلى فضاى سبز که شامل مراتع و جنگلها و پارکها مى شود، تأثیر بسیار مثبتى بر روح و روان آدمى دارند.

تماشاى گلبرگهاى لطیف وخوش رنگ، غنچه هاى زیبا و بانشاط، شکوفه هاى دلربا و جذّاب، گلهاى رنگارنگ و با طراوت، ترکیب موزون برگها، چشم انداز بهجت آور بوستانها و جنگلها، انسان را غرق در لذّت و شادى مى کند. افسردگیها و غمها را مى زداید و در وى تازگى سرورآمیز مى آفریند.تماشاى گیاهان خرّم و سرسبز و نگاه به مناظر جذّاب آنها، از مواردى است که شریعت اسلام بدان دعوت نموده است. تعبیرهاى پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در بیان فواید فراوان این نعمتهاى خدادادى (گیاهان)، بسیار حیرت انگیز است.

طراوت، نشاط و بهجت انگیزى گیاهان و درختان در انسان انگیزه ایجاد مى کند و او را به سمت عمران و آبادانى زمین و امیدوارى به زندگى سوق مى دهد؛ نگاه به مناظر جذّاب و سرسبز گیاهان، برخى از بیماریهاى روحى و روانى را از بین مى برد و افسردگیها و غمها را مى زداید.از آنچه گذشت درمى یابیم که غنچه ها، شکوفه ها، درختان، جنگلها و مراتع از زیباییهاى طبیعت اند که خداوند در زمین به ودیعت نهاده است.حال که این چنین سلامت و طراوت جسم و جان ما در گرو محیط و طبیعتى است که در آن زندگى مى کنیم، سزاوار است با جدیّت تمام در حفظ محیط زیست سالم، کوشا باشیم.

خشونت با محیط زیست از نظر معارف اسلامی

 عواقب ناشی از تخریب محیط زیست و تاثیر آن بر زندگی انسان، نگرانی از بحران‌های برخاسته از مصرف بی رویه، اتلاف، تضییع، اسراف و تبذیر منابع طبیعی، دغدغه خاطر اصلی جوامع بشری در دهه‌های اخیر است‌، و جای تردید نیست که توجه و اهتمام به این امر وسیع در جبران مافات تحت عنوان حفاظت از محیط زیست موضوعی است جدید که پس از مواجهه انسان دوران صنعت با بروز مشکلات ناشی از ابزار تولید نخست در جهان صنعتی غرب مطرح شد و سپس ممالک جهان سوم به تدریج از آن پیروی کردند. ولی این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که تذکار، تحذیر و انذار انبیا و معلمان الاهی نسبت به اینکه زمین به صورت صلاح و به دور از هر گونه فساد و آلودگی به گونه امانت به انسان سپرده شده و از افساد و تباهی آن باید اجتناب کند و در تعمیر و آبادانی آن سعی و کوشش کند در تاریخ بشر سابقه دیرینه‌ای دارد تا آنجا که به گواهی متون مقدس به آغاز خلقت آدمیان باز می‌گردد. به هر حال اگر موضوع محیط زیست را مشکل اصلی زندگی بشریت معاصر بنامیم‌، گزاف نگفته‌ایم. امروزه جنگ‌های خانمان‌سوزی که با تکیه بر سلاح‌های پیشرفته و فرآورده‌های آخرین دستاورد‌های علم و تکنولوژی صورت می‌گیرد، نمایشی است فاسد و تباه سازی بشر نسبت به منابع طبیعی و ذخایر حیات و زندگی خویشتن. جای شگفتی است که بشر از یک سو در برابر کردار‌های زشت و پلید خود در گذشته‌های دور در خصوص به آتش کشیدن و ویران ساختن مزارع و کشتزار‌های دشمن مغلوب خود اظهار شرمندگی می‌کند و آن ایام را دوران کودکی، نابالغی و حتی توحش خود می‌خواند، ولی از سوی دیگر در دوران معاصر درست به موازات پیشرفت و شتاب علم، تکنولوژی و انفجار اطلاعات در کشاکش جنگ و درگیری‌های مسلحانه چنان به جان خانمان طبیعی و ذخایر زیستی خویش می‌افتد و دمار از روزگار آن در می‌آورد که روی پیشینیان به اصطلاح وحشی خود را سپید می‌سازد. راه دوری نرویم، در همین سال‌های اخیر در جنگ‌های اسفباری که به دست دیکتاتور بغداد در محیط خلیج فارس شعله ور شد، چنان فجایع وحشتناک زیست محیطی به بار آمد که امکان وقوع آن در گذشته به هیچ وجه وجود نداشته است. پروفسور هابس استاد علوم فضایی دانشگاه سیتل واشنگتن، که ماه مه 1991، به همراه یک تیم از متخصصان مربوط حدود سه ماه پس از عقب نشینی نیرو‌های عراقی از کویت و به آتش کشیدن بیش از 600 چاه نفت منطقه بر آسمان کویت پرواز کرده است، می‌نویسد: «هنوز حدود 500 حلقه چاه نفت در آتش می‌سوخت، و دود سیاه و خفه کننده هزاران پا متصاعد بود به طوری که سرنشینان هواپیما که می‌خواستند از منطقه باز دیدن کنند، ناچار شدند از ماسک‌های تنفسی استفاده کنند. دود غلیظ همچون ابر سیاه تا بحرین، 250 مایلی، جلوی تابش خورشید را گرفته بود و هوا را کاملاً تاریک کرده بود، به طوری که موجب افت 7 درجه حرارت شده بود. عراقیان دریچه نفتکش‌های کویتی را باز کرده بودند که حسب گزارش‌های رسیده حدود شش میلیون بشکه نفت به دریا ریخته شده بود که این رقم بالاترین حد نشت نفتی در جهان است. این صحنه عیناً جهنم دانته را برای من به تصویر کشیده است. (اشاره به کمدی الهی دانته) به نظر من هر چند جنگ در سریع ترین زمان پایان یابد، آثار تخریبی زیست محیطی آن برای مدت‌های بسیار طولانی به جای خواهد ماند.» هابس در جای دیگری از مقاله خود که در «ژورنال ساینس» 1992به چاپ رسیده، آورده است: «دودی که از نفت‌های سوخته روزانه متصاعد می‌شد، می‌توان با دود ناشی از سه میلیون دیزل تانکر سنگین کش که با سرعت 30 مایل در ساعت حرکت می‌کنند، برابر دانست.» وی در جای دیگری از مقاله خود می‌نویسد: «عراقی‌ها علاوه بر آتش زدن چاه‌های نفت، سیستم فاضلاب کارخانه‌های کویت را تخریب کرده‌اند و موجب شده است روزانه 65 هزار یارد مکعب فضولات مایع کارخانه‌ها به ساحل کویت ریخته شود.» سخن حال این است که چگونه باید با این مشکل رویارویی کرد و چه چاره‌ای باید اندیشید؟ به نظر می‌رسد در مواجهه با این مشکل باید به روش زیر عمل شود: نخست‌، شناسایی کامل مشکل و کاوش در علل بنیادین و ریشه‌ها منشاء آن و سپس مطالعه و بررسی در مورد شیوه‌های عملی و اقدامات کاربردی و تمشیت‌های قابل اجرا از قبیل جعل قوانین و مقررات و تدوین برنامه‌های داخلی و امضای پروتکل‌های بین المللی و... و بالاخره اندیشه‌ورزی در خصوص فراهم آوردن امکان و ضمانت اجرای قوانین و معاهدات بین المللی که تدوین و تصویب می‌شوند. بخش نخستین که وجه نظری موضوع را تشکیل می‌دهد از اهمیت اصلی برخوردار است‌. ما پیشتر در دو مقاله به این نکته پرداخته‌ایم که محدود کردن علت اصلی بحران زیست محیطی و جست وجوی راه حل آنها در موضوعات ظاهری و مادی و به تعبیر دیگر مادی انگاشتن جملگی موضوعات مرتبط با محیط زیست اشتباهی بزرگ و راهی است که هیچ گاه به مقصد نمی‌رسد، چراکه بحران زیست محیطی بشر معاصر، بحرانی معنوی است نه مادی و در جهان بینی‌ها و نگرش و نگاه انسان امروز به طبیعت و تفسیری که از طبیعت ارائه می‌دهد، ریشه دارد و مادام که نگاه انسان معاصر به عالم هستی بر بنیادی غیرمادی استوار نشود و رابطه او با محیط پیرامونش اصلاح نشود از چنبره این بحران نجات نخواهد یافت. علم گرایی انسان به همراه انسان گرایی او که نوعی خودپرستی را تداعی و جلوه گر می‌کند از مهم‌ترین عوامل سلطه جویی انسان قرون اخیر نسبت به طبیعت است‌. در واقع این انسان که به شیوه فرعون‌، خویش را مالک بلامنازع زمین می‌شمارد و نسبت به خداوند و معنویت و قوانین حاکم بر عالم و حتی نسبت به خویش طغیان ورزیده است خود را مجاز به هر گونه دخل و تصرفی در طبیعت می‌پندارد. انسان به رغم پیشرفت‌های تکنیکی و مادی و علمی از نظر معنوی به قهقرا رفته و دچار نوعی بت پرستی شده است‌. او علم را به مثابه بتی بر تارک هر آنچه می‌سازد قرار داده و به آن سجده می‌کند و جالب است که این بت نیز الوهیت خویش را باور کرده‌، امر بر او مشتبه شده و هر گونه مفاهیم دارای مفاد روح و روان را که بر آستانش سر نسایند و تسلیم بی‌چون و چرای او نشوند، بدون محاکمه از دم تیغ می‌گذراند. این جهان بینی طبیعت را ماده‌ای بی جان و فاقد معنی معرفی می‌کند و هر گونه تصرف در آن به منظور کسب ثروت و پاسخ به امیال و هواهای نفسانی مجاز است، در حالی که در جهان بینی الهی طبیعت موجودی هوشمند و دارای حیات و معنی و دارای ملکوت است و قوانینی بر آن حاکم است که تخطی از آنها زمینه مبارزه جهان را با عنصر خاطی فراهم می‌آورد که نتیجه آن یا اصلاح و به راه آمدن یا هلاک عناصر و عضو خاطی (حتی اگر انسان باشد) خواهد بود. و به دیگر سخن جهان بینی الهی تبیین معنوی جهان است و نمی تواند جهان طبیعت و عالم وجود و اجزای آن را پوچ و بی‌شعور قلمداد کند. انسان موجد هستی را نه دستگاهی مادی و بی‌شعور بی‌هدف و پوچ‌، که یک پیکره زنده و حساس و خودآگاه و معقول و دارای نیروی اراده‌، علم‌، آرمان و آفرینندگی می‌نگرد. به نظر او طبیعت از مجموعه هماهنگ پدیده‌ها و نمودها با نظام دقیق علمی تشکیل شده و متوجه به هدف متعالی است‌. بالطبع همین دوگانگی نگرش‌، برای بسیاری موضوعات که مرتبط با چگونگی بهره‌گیری از طبیعت هستند، نظیر کمال‌، اسراف‌، حفاظت‌، میانه روی‌، تعادل و حتی حقوق محیط زیست بنا به جهان بینی و نوع نگرش تعاریفی دوگانه قابل ارائه خواهد بود و به عبارت دیگر طبق جهان بینی‌های مختلف تعاریفی متفاوت از این اصول که ظاهراً مورد قبول همه است‌، ارائه می‌شود. به نظر ما علت اصلی عدم کارایی برنامه‌های ارائه شده توسط گروه‌ها، انجمن‌ها، شخصیت‌ها اعم از حقیقی و حقوقی مغرب زمین در خصوص حفاظت از محیط زیست را باید در عدم تغییر جهان بینی‌های غالب جست وجو کرد، به این معنی که بشر غربی در قالب جهان بینی و تفکری که موجد مشکلات زیست محیطی است، سعی در حل آن دارد که طبعاً غیرممکن خواهد بود و به صراحت می‌توان گفت اصلاح وضع موجود جز با تغییر نگرش به عالم هستی ممکن نمی شود. نکته قابل توجه اینکه در باب کشورهای جهان سوم به دلیل تمایز در فرهنگ‌ها و جهان بینی ها، تفاوت میزان توسعه صنعتی‌، تنوع شرایط اقلیمی و اختلاف در توانایی‌های علمی و اقتصادی به رغم امکان برخی عناوین و سرفصل‌های مشابه‌، راه حل‌های متعلق به هر کشوری و ملتی با سایر کشورها و ملت‌ها متفاوت است. جوامع باید از تکرار و تقلید آنچه در سایر ممالک می‌گذرد احتراز کنند و به احتمال تسری و رواج جهان بینی و فرهنگ رایج در آن ممالک که در تضاد و تقابل با فرهنگ و جهان بینی ملت شان باشد توجه کنند، چرا که اقتباس از هر روش و عمل و فرآورده ای فرهنگ خاص خویش را نیز به همراه دارد. نسخه‌هایی که به منظور ارائه راه حل بحران زیست محیطی و حفاظت از آن نسبت به مردم مغرب زمین پیچیده می‌شود برای مردم جهان سوم که دارای فرهنگی کاملاً متفاوت هستند، شفا بخش نخواهد بود، و متقابلاً اهرم‌های بسیار نجات بخش در فرهنگ‌های جهان سوم وجود دارد که نادیده گرفتن و بهره مند نشدن از آنها خسارتی عظیم خواهد داشت‌. راه دوری نرویم و از خودمان سخن بگوییم. ملت عزیز و سرافراز ایران زمین در سایه فرهنگی می‌زید که از سه عنصر اصلی تشکیل می‌شود: ایرانی، اسلامی و شیعی‌. به گواهی اسناد، ایرانیان قبل از اسلام با الهام از تعالیم مذهبی آیین زرتشت به طبیعت به ویژه خاک و آب و آتش و هوا و گیاه به مثابه عناصری مقدس می‌نگریسته‌اند که نه تنها آلودن آنها گناه شمرده می‌شد که پاک نگه داشتن و پاک کردن آنها وظیفه‌ای دینی بوده است‌، ضمن آنکه علاوه بر وجه ظاهری و دنیایی‌، وجهی معنوی و آسمانی نیز برای آنها قائل بودند. ایرانیان به شخصیتی مانند کوروش مفتخرند که به نظر ما بهترین عقیده درباره وی آن است که او همان ذوالقرنین قرآن کریم و از پایه گذاران حقوق بشر دوستانه و رعایت اصول انسانی و حمایت از منابع زیست محیطی در زمان جنگ و درگیری مسلحانه است. سلاطین آسور قبل از وی به ویران ساختن محیط زیست مباهات می‌کردند. در کتیبه آشور بانی پال که پس از تسخیر عیلام تنظیم شده، آمده است: «خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو را به آسور کشیدم و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامی عرض آن جاروب کردم. من این مملکت را از عبور حشم و گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم.» ولی در اعلامیه کوروش پس از فتح بابل آمده است: «هنگامی که من به آرامش به بابل درآمدم مردم مرا با سرور و شادمانی پذیرفتند... سپاه بی شمار من بی‌مزاحمت در میان بابل حرکت کرد... من به هیچ کس اجازه ندادم که سومر و آکد را دچار هراس کند... من نیازمندی‌های بابل و همه پرستشگاه‌های آن را در نظر گرفتم و در بهبود وضع‌شان کوشیدم... من یوغ ناپسند مردم بابل (برده داری) را برداشتم. خانه‌های خراب آنان را آباد کردم. من به بدبختی آنان پایان بخشیدم... من همه ساکنان آنها را گرد آوردم و خانه‌های آنان را به آنان باز پس دادم...» در دوران اسلامی با تاثیرگذاری جهان بینی اسلامی غنای فرهنگ ایرانی در رابطه انسان با طبیعت و چگونگی بهره گیری از آن دوچندان شد. عالم هستی در نظر ایرانی مسلمان به طور کل و یک جا آیه‌ای از حق متعال و وجهه ربوبی شد، و شریعت اسلامی مراعی داشتن اصولی همچون احتراز از اسراف و تبذیر و رعایت میانه روی و تعادل و قناعت و بهره‌گیری از منابع طبیعی در مسیر منطقی و انسانی‌، حقوق حیوانات‌، گیاهان و حتی جمادات و نفی هر گونه سلطه جویی مفسدانه را مورد تاکید قرار داد. ایرانیان با برگرفتن آموزه‌های پیشوایان گرانقدر شیعی‌، از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و الگو قرار دادن گفته‌ها و سفارشات و نیز سیره عملی در زندگی آنان این فرهنگ را به اوج کرامت و فضیلت رساندند. این جمله نخستین امام شیعیان علی(ع) است که فرمودند: «اتقوا... فی عباده و بلاده فانکم مسوولون حتی عن البقاع و البهائم ». (از خدا بترسید در حق بندگانش و بلادش‌، زیرا شما مسوول هستید حتی در برابر زمین‌ها و ستوران .) این جمله مسلمانان را به حفظ منابع زیستی و تعرض نکردن آنها حتی در زمان درگیری‌های مسلحانه تذکار می‌دهد و حفظ و حمایت از آنها را در کنار ارزش‌های انسانی و جان آدمیان قرار داده است. توصیه‌های مولی علی(ع) بر اساس تعلیمات قرآن است. قرآن مجید استفاده از سلاح و درگیری مسلحانه را صرفاً برای دفاع از خویشتن و حفظ کیان دین آن هم در حدود خاموش سازی آتش دشمن مجاز دانسته و افزون بر آن را تعدی و نامشروع خوانده است: و قاتلواالذین یقاتلونکم ولاتعتدواان الله لایحب المعتدین. (سوره بقره/190) به موجب این آیه هر گونه حمله به غیر از اشخاص مقاتلین ممنوع است. دستورهای اسلامی در خصوص حفظ محیط زیست و مصونیت منابع زیستی از هرگونه آسیب در دوران جنگ‌های مسلحانه بخشی از حقوق بشر دوستانه اسلامی را تشکیل می‌دهد. در خصوص قطع درختان در معرکه نبرد آیه‌ای در قرآن وجود دارد که متاسفانه گاهی برداشت نا صحیح از آن می‌شود. آیه مزبور به شرح زیر است: «ما قطعتم من لینته او ترکتموها قائمه علی اصولها فباذن الله.»(سوره حشر/5) یعنی آنچه از درختان بریدید و آنچه به جای نهادید، همه به خواست خدا بود. برخی چنین می‌پندارند که این آیه قطع درختان از سرزمین مغلوب را مجاز شمرده است. این تفسیر ناشی از آن است که واژه «لینه» را اصل درخت معنی کرده‌اند، در حالی که به نظر می‌رسد معنای لینه خرماهایی است که بر درختان قرار دارد. در این آیه استفاده از خرمای موجود بر درختان برای تغذیه سربازان مجاز شمرده شده و به هیچ وجه قطع درختان که از مصادیق فساد در ارض است مجاز شمرده نشده است. البته این نکته از مفاخر تعلیمات اسلامی به شمار می‌آید. در بخش دوم یعنی بررسی شیوه‌ها و روش‌های عملی و اقدامات کاربردی‌، دو موضوع مهم به عنوان پایه اقدامات قابل توجه است؛ یکی آموزش و دیگری قانون‌. آموزش به عنوان یکی از ارکان حفاظت از محیط زیست قابل طرح است‌. آموزش جامعه امکان فراهم آمدن شناخت محیط زیست و ریشه‌ها و علل تخریب آن به همراه علت لزوم حفاظت از آن و نیز برنامه ریزی در جهت این شناخت و حفاظت را تامین می‌کند. مهم‌ترین عناوین و سر فصل‌های آموزش عبارت است از بیان تقدس و نقش طبیعت و منابع طبیعی برای حال و آینده و در نهایت سعی در اصلاح و تعبیر و تفسیر و تلقی جامعه و مراکز تصمیم گیری نسبت به طبیعت به گونه‌ای که جملگی بر ارتباط صحیح با طبیعت و استفاده درست از آن همت گمارند و تنها عده یا سازمانی خاص را مسوول حفاظت از آن نپندارند. باید یکی از مهمترین حقایق و واقعیت‌ها را بر اساس اصول و ارزش‌های مذکور در فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی متمرکز کرد. البته آموزش نیز باید برای گروه‌های مختلف سنی، جنسی، تحصیلی، قومی و شغلی به شیوه‌های مناسب انجام شود. برنامه آموزش باید آرمان‌ها و فرهنگ جامعه را مد نظر داشته باشد و با ملحوظ داشتن راهبردهای اصلی‌، مجموعه‌ای از برنامه‌های کوتاه و میان و بلندمدت را در برگیرد. پس از آموزش‌، تمرکز بر تقنین به همراه پیش بینی ضمانت اجرایی آن نیز در حفاظت محیط زیست نقشی شایان توجه ایفا می‌کند. منابع غنی حقوق اسلامی همراه با نهاد مقدس اجتهاد مستمر شیعی و فراخ نگری ناشی از درد آشنایی و تعهد در قبال حل مشکلات و حوادث واقعه می‌تواند چشم اندازی بسیار روشن را برای جامعه ما ترسیم کند. پروتکل اول الحاقی 1977به کنوانسیون‌های ژنو در مواد 48 و 35 و 55 استفاده از روش‌ها و ابزارهای جنگی که مخرب محیط زیست باشد یا امکان آن را داشته باشد، ممنوع دانسته است. ولی متاسفانه تاکنون به عدم ضمانت اجرا نتوانسته نقش بازدارندگی داشته باشد.
ماده 55:
1- هنگام جنگ باید مراقبت شود که از محیط زیست طبیعی در برابر آسیب‌های گسترده، درازمدت و شدید، حفاظت به عمل آید. این حفاظت شامل ممنوعیت استفاده از روش‌ها و وسایل جنگی می‌شود که منظور از آن وارد آوردن چنین آسیبی به محیط زیست طبیعی بوده، یا احتمال وارد آمدن چنین آسیبی می‌رود، و در نتیجه به سلامتی یا بقای سکنه لطمه بزند.
2- حمله به محیط زیست طبیعی به عنوان اقدام تلافی جویانه ممنوع است. نگارنده به هیچ وجه مدافع عملکرد افرادی به نام اسلام و مسلمان چه در گذشته و چه حال نیست و به این حقیقت که در عمل تخلفات زیادی صورت گرفته اذعان دارد. آنچه نگارنده از آن سخن می‌گوید اسلام است و باید متذکر شوم که مقصودم از اسلام یک دین است که دارای یک نظام حقوقی و جهان بینی مبتنی بر آموزه‌های وحیانی است، نه جهان اسلام. همان طور که مسیحیت هم غیر از جهان مسیحی است. در انگلیسی دو واژه وجود دارد که دارای بار مفهومی مجزا از یکدیگر است: یکی christianity و دیگری christiandom که اولی به معنای دین مسیحیت است و دومی به معنای جهان مسیحی است. شاید بتوان برای همتایی پیشنهاد کرد که ما هم برای اسلام در فارسی آنجا که مرادمان آیین اسلام است اسلامیت به کار ببریم. به هر حال هیتلر و نازی‌ها محصول جهان مسیحی بودند ولی محصول مسیحیت که دین عشق و دوستی و محبت است، نبودند. جانیانی امثال صدام را نیز نمی‌توان به اسلام نسبت داد هر چند با تاسف این اعمال در جهان اسلام رخ داده است. نگارنده معتقد است وظیفه اصلی متفکران اسلامی این است که با تبیین و تعلیم حقایق اسلام که از ضمانت اجرایی ایمانی برخوردار است از انجام عملیاتی غیراسلامی و غیرانسانی از جمله تخریب منابع طبیعی و ذخایر زیستی در فرض وقوع درگیری مسلحانه توسط مردم با ایمان جلوگیری کنند. نگارنده بر این باور است که ما در امر تقنین به این زودی‌ها نیازمند به عبور از عناوین اولیه و تمسک به اصولی همچون ضرورت و مصلحت نیستیم چراکه حقوق اسلامی ظرفیت و توان تامین خواست‌های نسل متوالی همراه با تغییر اوضاع و احوال و شرایط زمان را دارد. آنچه لازم و ضروری است وجود متفکران آگاه بر سیستم‌های حقوقی عصر حاضر است که در این فرض در همان چارچوب‌های سنتی و مشخص به یقین از منابع حقوق اسلامی استنباطی دیگر خواهند داشت‌. شاهد این مدعا تحول و تکامل تدریجی در استنباطات فقهای عظام در قرون متمادی از قواعدی نظیر لاضرر، ضمانات قهریه‌، اتلاف و تسبیب‌، عدل و انصاف و غیره است‌. چه کسی می‌تواند انکار کند که تحولی که در فقه شیعه توسط شیخ طوسی در قرن پنجم و علامه حلی در قرن هفتم ایجاد شده، معلول آشنایی این بزرگواران به نظام‌های حقوقی عصر خویش بوده است‌. ناگفته نماند که تقنین در امر محیط زیست تنها به قانونگذاری ملی بسنده نمی‌شود و همکاری جدی جملگی کشورها در آن ضرورتی غیرقابل انکار است‌. این اهمیت به آن جهت است که امکان تحدید حوزه تاثیر تخریبات یا حفاظت‌های محیطی در محدوده‌های جغرافیایی وجود ندارد و به همین سبب فراهم آوردن امکان تفاهم و همکاری‌های بین المللی ضرورت دارد. نمونه بارز این مورد را می‌توان در مخالفت امریکا با پیمان کیوتو مشاهده کرد که نه تنها اجرای پیمان را با مشکل مواجه کرده است که فراتر از آن حتی پیمان توسط دیگر کشورها نتیجه مورد انتظار را در حفاظت از محیط زیست در پی نداشته داشت‌. واضح است که قوانین بین المللی نیز همانند قوانین ملی نیازمند ضمانت اجرایی است‌. برای نمونه می‌توان به بی‌اعتنایی کشورهای صنعتی در پایبندی به تعهداتی که در اجلاس ریو، پروتکل مونترال و کنوانسیون استکهلم پذیرفته بودند اشاره کرد که جلوه این تغییر موضع این کشورها و نبود ضمانت اجرایی تعهدات بین المللی را می‌توان در عدم توفیق مورد انتظار اجلاس بالی مشاهده کرد. در خاتمه یادآوری این نکته را ضروری می‌بینم که برای حفظ محیط زیست طبیعی باید دست به یک بسیج عمومی بزنیم و همگان را به نحوی در این امر مسوول سازیم.