زمین پاک

زمین پاک

مکانی برای تامل
زمین پاک

زمین پاک

مکانی برای تامل

۱۰ نکته و ۱۰ پیشنهاد در مورد آلودگی هوا

نکاتی که در پایین ذکر می شوند احتمالا برای بسیاری از عزیزان کاملا آشنا و روشن می باشد و صرفا برای یادآوری عینا درج می شود. در خاتمه هم ۱۰ پیشنهاد درج می شود که صرفا برای تذکر به خودم است و امیدوارم به کسی برنخورد.۱ منشاء حدود ۸۵ درصد آلودگی هوای تهران را منابع متحرک و حدود ۱۵درصد منابع ثابت شامل می شوند (این آمار خیلی دقیق نیست بلکه بر اساس سهم ۷۰ ۳۰ جایکا در سال ۷۵ شبیه سازی شده است)

۲ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا در سال ۱۳۷۴ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. محدوده طرح ترافیک، معاینه فنی، کمیته هماهنگی مواقع اضطراری آلودگی هوا، استاندارد خودرو؛ کنترل آلایندگی صنایع و کارخانجات و حتی منابع خانگی و تجاری در این قانون دیده شده بود و در یک فصل هم به مجازات متخلفان اشاره شده بود. این قانون یکی از بهترین قوانین موجود در مبارزه با آلودگی هواست که شاید اگر عزم جدی و قوی فقط برای اجرای صحیح آن با کمی اصلاحات در سال ۱۳۹۰ بوجود آید نیاز به هیچ مصوبه و قانون دیگری وجود ندارد. ۳ مطالعات شهرداری تهران (جایکا و جف) با یک مطالعه دیگر که از سال ۷۳ شروع شده بودند و در کتابخانه خاک می خوردند به دلیل افزایش آلودگی هوا در اواخرسال ۱۳۷۸ در یکدیگر ادغام و برنامه هفت محوری موسوم به برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران (ناشی از حمل و نقل) از دل آن بیرون آمد. قرار شد ظرف ۱۰سال هوای تهران به حد استاندارد برسد یعنی آن که هر آلاینده سالانه یکبار فقط اجازه دارد از حد مجاز بالاتر رود. چند ملاحظه برای برنامه هفت محوری وجود کرد:

الف) کل برنامه هیچ وقت در هیچ مرجع بالاتر مثل دولت یا مجلس تصویب نشد. فقط ۲ و نیم صفحه از آن در ۳۱اردیبهشت ۱۳۷۹ تصویب شد و بودجه هم برای آن در نظر گرفته شد. مواردی مثل احداث مراکز معاینه فنی ـ حذف سرب از بنزین ارائه گازوئیل کم گوگرد به شرکت واحد ـ حرکت به سمت استانداردهای یورو توسط خودروسازی ـ نصب تعدادی پارکومتر و چراغ های هوشمند در تعدادی از تقاطع ها از جمله مصوبات بودند.

ب) با توجه به آنکه هیچ سابقه ای از تصویب کل برنامه وجود ندارد اینگونه استنباط می شود که معاون محیط زیست انسانی سازمان محیط زیست وقت، بر اساس روابط بین سازمانی صمیمی و بعبارتی کدخدامنشی و نیز بر اساس شرایط هر سال وزارتخانه ها بخش های کوچکی از برنامه را کاملا سلیقه ای و با حمایت های بسیار بالای رئیس وقت سازمان اجرا می کردند.

ج) کمیته ای موسوم به کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران به ریاست معاون رئیس سازمان محیط زیست کشور و حضور نمایندگان در سطح نسبتا بالا مثل معاون وزیر و… به نوعی دست و پا شکسته اقدامات کدخدامنشانه مرتبط با کاهش آلودگی هوا را جلو برده و حتی به مرور بر اساس پیشنهاد برخی وزارتخانه ها تعدادی مصوبه هم از دولت اخذ می شد. این کمیته با روی کار آمدن خانم جوادی عملا منحل و به کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران در استانداری تهران تقلیل یافت. این کارگروه از آیین نامه اجرایی ماده ۶۲ قانون توسعه چهارم کشور بوجود آمده بود که در سال های پایانی برنامه چهارم نوشته شد و به محض تصویب در دولت بلافاصله کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران منحل شد. چون کمیته به حد استانی نزول پیدا کرد عملا امکان ادامه ریش سفیدی کمیته اجرایی را هم نداشت.

۴ در سال ۱۳۸۶ برنامه ۷ محوری مورد ویرایش همان کمیته اجرایی ضعیف شده که جلساتش هر چند ماه یکبار برگزار می شد ۲ محور به ۷ محور قبلی اضافه کرد و با افزایش محور پایش و منابع ساکن به نه محور رسید.از همان سال عملا برنامه جامع ۷ و یا ۹ محوری کاملا رها شد و به دلیل کنار کشیدن سازمان محیط زیست کشور و حضور استانداری و محیط زیست استان تهران به مباحث متفرقه روی آورده شد. تا امروز حتی یک مصوبه موثر در کاهش آلودگی هوا در تاریخچه این کارگروه مشاهده نمی شود و صرفا کارگروهی که قرار بود بحث کاهش آلودگی هوای تهران (سوخت، خودرو، ترافیک، حمل و نقل عمومی و…) را تا پایان برنامه جامع ۱۰ ساله پیگیری نماید عملا به جلسات کمیته اضطرار آلودگی هوای تهران تقلیل یافت.

۵ کارگروه موجود در استانداری خیزی را برداشتند و اعلام کردند برنامه جامع قبلی برای سوت و کف مطرح شده بود لذا دهها جلسه کارگروه را به بحث های برنامه جدید کاهش آلودگی هوا اختصاص دادند. وعده شده بود برنامه جدید در دهه فجر ۸۹ رونمایی می شود که نشد. ظاهرا در کمیسیون زیربنایی طبق اعلام غیررسمی با ۱۵تا۱۹ محور تصویب شده و امسال در هفته هوای پاک رونمایی می شود. اگر این برنامه هم شامل بودجه؛ زمانبندی؛ تعیین متولی و… نباشد و محورها و پروژه های آن یا به گونه ای طراحی نشود که در بودجه سالانه هر دستگاه با ردیف بودجه مشخص به تصویب مجلس نرسد و یا در حالت بسیار خوش بینانه بودجه مستقلی برای آن تعریف نگردد از همین الان محکوم به شکست است ضمن آن که این برنامه الزاما بایستی در کمیته ای ملی و نه در حد استانداری پیگیری شود.

۶ در قانون توسعه ۵ ساله دوم و سوم و چهارم (۱۵ سال پیاپی) دولت مکلف مکلف بود هوای تهران و کلانشهرها را به حد استاندارد برساند که چه در این ۲ دولت و چه در دولت های قبلی این اتفاق رخ نمی دهد چون اعتقاد و عزمی برای آن وجود ندارد. چراکه تصمیم برای آن در حد بالا گرفته نمی شود.

۷ـ عدم توجه دولت به قوانین مصوب مذکور و در راس آن قانون توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت سوخت ، یکی از بزرگترین دلایل وضعیت پیش آمده در آلودگی هوای تهران است.

۸ ـ شاه کلید هر برنامه ای برای مهار آلودگی هوای تهران نزد همه افراد جامعه موجود است. الزام واقعی خودروساز و تولیدکننده سوخت برای رعایت استانداردهای تولید (البته وعده یورو۴ و یورو۵ را تا یکی دو ماه آینده می دهند)، اسقاط خودروهای کاربراتوری و نه لزوما سن بالا، توقف خط تولید موتورسیکلت هایی که عمدتا انجین کاربراتوری آنها از چین و تایوان وارد می شود و صفر نمودن تعرفه واردات موتورسیکلت برقی، گسترش ضربتی حمل ونقل عمومی و نیز تغییر محدوده زوج و فرد به محدوده خودروها و موتورسیکلت های حداقل دارای برچسب معاینه فنی و سپس انژکتوری و در نهایت اصلاح افزایش سن معاینه فنی به ۵ سال از جمله این اقدامات محسوب می شوند.

۹ـ بر اساس آخرین مصوبه هیات محترم وزیران که ۳۰ آذر ۱۳۸۹ در پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شد، جدول زمانی استاندارد حد مجاز آلایندگی خودرو ها و موتورسیکلت ها تعیین و ابلاغ شد. با این حساب امسال هم خودروها بر اساس استاندارد یورو ۲ تولید خواهند شد در حالی که قرار بود از اول ۸۹ بر اساس یورو ۳ تولید شود. از سال ۹۱ تا ۱۳۹۳ با یک پله جهش (آنچه که خودروسازان دنبالش بودند و ایضا تولیدکننده سوخت) خودروها بر اساس استاندارد یورو۴ تولید خواهند شد. از سال ۹۴ هم دیگر خودرویی با استاندارد یورو ۴ تولید نخواهد شد و خودروسازان عزیز باید استاندارد روز اروپایی را کسب کنند. موتورسیکلت سازهای عزیز هم طبق این مصوبه موظف شدند موتورسیکلت های ۴ زمانه تولیدی خود را تا سال ۱۳۹۳ به استاندارد یورو ۲ برسانند. قرار بود طبق مصوبات قبلی موتورسیکلت ها از سال ۹۱ به یورو۳ افزایش پیدا کند. این مصوبه علی رغم آن که باب میل محیط زیستی ها نیست بزرگ ترین حسنی که دارد آن است که دیگر خیال همه را راحت کرد. دیگر ما هم هیچ کجا نمی گوییم استانداردسازی تولید خودروهای نو و سوخت، نقشه راه و برنامه ندارد. بفرمایید این برنامه و این هم نقشه راه. همچنین تکلیف تولیدکننده سوخت را هم صراحتا مشخص کرده است و آنها باید ۶ ماه قبل از اجباری شدن هر استاندارد سوخت مربوط به آن استاندارد را تولید کنند. دیگر هم لازم نیست گردن همدیگر بیندازیم و معمای معروف کشف زود به وجود آمدن مرغ و تخم مرغ را حل کنیم. همه چیز دیگر معلوم است.

۱۰ـ نکته آخر

ـ ماده۶ آیین نامه از رده خارج کردن خودروهای فرسوده ۶ می گوید: خودروسازان و موتورسیکلت سازان موظفند از ابتدای سال ۸۸ حداقل معادل۳۰ درصد تولید ماهیانه خود گواهی اسقاط به ستاد (سوخت) تحویل نمایند. متاسفانه تولیدکنندگان موتورسیکلت این مصوبه دولت را اجرا نمی کنند. اجرای این ماده بشدت نیاز به حمایت دارد و حداقل من به عنوان یک محیط زیستی از این که به ازای۳۰درصد تولیدات موتورسیکلت کشور همین تعداد هم موتورسیکلت فرسوده از رده خارج شود بسیار امیدوار هستم. به هر حال یکنفر باید پیدا شود که عدم اجرای این ماده را یادآوری کند و آن یکی هم سازمان محیط زیست است. به هر حال توجه کنیم که اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۱۲، تولیدکنندگان موتورسیکلت را مکلف کرده به سمت استاندارد یورو۴ و تا سال ۲۰۱۵ به طرف استاندارد یورو۵ بروند.

به هر حال ما با ۲۵ درصد آلودگی هوای ناشی از موتورسیکلت های تهران مشکل داریم. ما با ۲۱درصد از تصادفات کشور که مربوط به موتورسیکلت است مشکل داریم. ما با آلودگی های صوتی پایتخت مشکل داریم. ما با ۶ میلیون موتورسیکلت موجود در کشور مشکل داریم. ما با هر موتورسیکلت نو که حدود چند برابر یک خودروی نو آلایندگی تولید می کند مشکل داریم. چندین بار در چند سال اخیر هشدار داده ایم و باز هم هشدار می دهیم روند رشد قارچ گونه ورود موتورسیکلت های بنزین سوز غیر انژکتوری بشدت محیط زیست و ایمنی جامعه را تهدید می کند و هر چه بگذرد این تهدید بیشتر و بیشتر خواهد شد.

طبیعت، نماد همیاری است

طبیعت، نماد همیاری است. بال های گشاده بدون آسمان به چه کار می آیند؟ زمین بدون باران چگونه می تواند بار بیاورد؟ همیاری اولین نیاز و آخرین گام در مسیر تکاملی انسان است. انسان همیشه احساس می کند برای انجام کارهای بزرگ باید قوی تر و داناتر شود، اما هر چه پیش می رود ابعاد کارها را بزرگ تر از آن می یابد که قبلا یافته است.شناخت تمام زوایای طبیعت و استفاده درست از آن، ازجمله مواردی است که به موازات کهنسالی زمین هر روز پیچیده تر شده و بر اهمیتش افزوده می شود. انسان امروز از پیامدهای بهره برداری های مفرط از طبیعت آنچنان به وحشت افتاده که حاضر است خود را از بهره برداری معقول هم محروم کند، در صورتی که رمز ماندگاری و خط قرمز طبیعت برای بهره برداری حفظ اصل سرمایه طبیعت است.

سرمایه طبیعت خیلی راحت در زیر پای تمام انسان ها گسترده شده، به طوری که می توانند نه به قدر توانایی که به قدر رفع نیازهای اولیه استفاده کنند. تمام مشکل طبیعت با انسان ها نیز در همین ۲ نکته یعنی «به قدر توانایی و به قدر رفع نیاز» نهفته است. پس چاره ای جز تمکین به خرد جمعی در قالب همیاری سازمان یافته وجود ندارد. باید بپذیریم که سرمایه انسانی و سرمایه منابع طبیعی در محدوده جغرافیایی هر کشور جایگزین ندارد و آنچه این دو سرمایه را در کنار هم پایدارتر می کند ایجاد فرهنگ و تفاهم اجتماعی براساس منافع اجتماعی است. همیاری، محصول تفاهم اجتماعی است.تفاهم اجتماعی می گوید اگر به استمرار زندگی نیاز نداریم برای هر گونه رفتار با طبیعت مجاز هستیم. ما فاصله تولد تا مرگ را با طبیعت طی می کنیم. اگر بخواهیم در مورد طبیعت آن گونه که تا حالا فکر می کردیم فکر کنیم باید بدانیم طولی نخواهد کشید که در خاطره ها دنبال طبیعت خواهیم گشت.

تفاهم اجتماعی می گوید نمی توانیم کاری کنیم که مرغان حرص و طمع بالای سر ما پرواز نکنند، ولی می توانیم کاری کنیم که بالای سر ما آشیانه نسازند. پس باید سقف آرزوها و خواسته هایمان از طبیعت را آنقدر بالا ببریم که در طبیعت جا بگیرد. به قول گاندی، هیچ وقت نمی توان با مشت گره کرده دست یکی را به گرمی فشرد. در دنیایی که انسان های زیاده خواه برای ارضای هواهای نفسانی خود درختان و حیات وحش را از بین می برند مطمئن باشیم که اگر برای آگاه کردن آنها حرکت نکنیم به جای آن که فکر و هوش ما در دست آنها برای نجات طبیعت باشد آنها از طبیعت سلاحی برای کشتار ما خواهند ساخت.بنابراین اگر برای کسب تفاهم اجتماعی در راستای حفظ طبیعت در مقابل سرمایه اجتماعی زانو نزنیم آن گاه باید در مقابل بلاها و قهر طبیعت زانو بزنیم. به مردم بگوییم که طبیعت همچون پروانه ای است که هرچه دنبالش کنیم از ما فرار خواهد کرد، اما اگر بنشینیم و نگاهش کنیم آرام در شانه ما خواهد نشست.

پس باید نگاهمان به همیاری باشد. همیاری ویژگی خاص انسان نیست. تمامی جانداران کره زمین به اقتضای طبیعتشان از همیاری سود می برند. حس همیاری ربطی به بزرگواری انسان ندارد، چون این حس ریشه در منطق و آینده نگری تمامی موجودات زنده دارد. مسلما ابعاد آینده نگری در انسان و سایر موجودات با هم فرق می کند. همکاری ضرورتی برای ادامه بقاست. اگر در روی زمین همکاری وجود نداشت حیات از موجودات تک سلولی فراتر نمی رفت.البته براساس تئوری تکامل که بر پایه جهش های ژنی و انتخاب طبیعی بنا شده آنهایی که بیشتر از دیگران با طبیعت و محیط اطرافشان سازگار می شوند بقای خود را تضمین می کنند. همکاری و تعاون یکی از راه های کنترل رقابت است؛ رقابتی که قاتل طبیعت به شمار می رود. برخلاف عقاید گذشته اصل بقا بر فایده فردی استوار نیست، بلکه بر همیاری استوار است. آنچه بر حفظ و بهره برداری از همیاری قوام می بخشد فراگیری اهداف و انگیزه های همیاری است که در حال حاضر و آینده هیچ چیزی فراگیرتر از حفظ منابع خدادادی سراغ نداریم.

همه ما کم و بیش می دانیم که چه نوع ماده غذایی را باید مصرف و از کدام موادی باید پرهیز کنیم. اما نکته ای که اغلب مورد غفلت واقع می شود، ضرورت تولید مناسب و استاندارد مواد غذایی است زیرا این امر بر سلامت محیط زیست تاثیرگذار است. در این مطلب به نقل از «نیوزویک» به ۹ ماده غذایی اشاره شده که تولید آن برای محیط زیست مضر است.

برنج؛

غذای اصلی نیمی از جمعیت جهان برنج است اما برای کشت برنج به یک سوم آب شیرین سیاره زمین نیاز است. خوشبختانه سیستم جدید کشاورزی به نام (SRI) ترویج شده است تا کشاورزان بتوانند ۵۰ درصد برنج بیشتری را با مصرف آب کمتری کشت کنند.

بنیاد اکسفام (Oxfam) تلاش می کند که تا سال ۲۰۲۵ کشورهای تولید کننده برنج را به کشت ۲۵ درصد محصول خود با سیستم SRI ترغیب کند.

مواد غذایی اصلاح شده؛

به عقیده کارشناسان بعید است که تمامی مضرات مواد گیاهی و غذایی اصلاح شده، مشخص شده باشد، به چند نگرانی عمده درباره این مواد اصلاح شده اشاره می کنیم.

ـ میزان پایین تنوع زیستی: با مقاوم کردن محصولی به نوع خاص حشره، احتمال از بین رفتن منبع غذایی حیوانات دیگر وجود دارد. علاوه بر آن ممکن است این تغییر ساختار ژنتیکی باعث سمی شدن گیاه شود و برای حیوانات مصرف کننده کشنده باشد.

ـ انتشار ژن های اصلاح یافته: احتمال ماندن ژن های کاشته شده گیاهان در مزارع کشاورزی انتخاب شده ضعیف است. این ژن ها از طریق گردافشانی انتشار می یابد و ژن های تغییر یافته خود را با محصولات اصلاح نشده تقسیم می کند.

ـ ایجاد بیماری های جدید: برخی مواد غذایی با استفاده از باکتری و ویروس اصلاح می شود، از این رو این محصولات ممکن است باعث بروز بیماری های جدید شود.

شکر؛

سالانه بیش از ۱۲۵ میلیون تن شکر در ۱۲۱ کشور تولید می شود. تولید به این حجم شکر روی زمین تاثیر می گذارد. گزارش سازمان (WWF) در سال ۲۰۰۴ نشان می دهد تولید شکر نسبت به محصولات دیگر بیشترین ضرر زیستی را بر جا می گذارد، آن هم به علت تخریب زیستگاه موجودات و مصرف بالای آب و حشره کش. علاوه بر آن آب آلوده که طی روند تولید نیشکر به وجود می آید، برای سیاره ما مضر است.

گوشت؛

نتایج بررسی ها نشان می دهد اگر هر شهروند آمریکایی، تنها یک وعده غذای تهیه شده با مرغ را با سبزیجات جایگزین کند، مقدار تولید دی اکسیدکربن آن معادل با زمانی است که بیش از نیم میلیون خودرو را از جاده های این کشور حذف کنیم. نتایج مطالعات سازمان مواد غذایی و کشاورزی سازمان ملل درباره گوشت و محیط زیست نشان داد:

ـ ۱۸ درصد از گازهای گلخانه ای از تولید دام به وجود می آید که بیشتر به علت حمل و نقل آن هاست.

ـ ۷۰ درصد جنگل های آمازون برای ایجاد چراگاه پاک سازی شده است.

ـ دام ۲۰درصد از حیوانات زمین را تشکیل می دهد و ۳۰ درصد زمین را اشغال کرده است.

فست فود؛

تهیه این نوع غذا به سلامت جسمی ما ضرر می رساند. علاوه بر این یک وعده فست فود معمولی که بسته بندی می شود، همراه با نی، قاشق، چاقوی پلاستیکی و چاشنی ها، یک بار مصرف است از این رو تهیه این نوع غذا با افزایش زباله های شهری همراه است. اما این تنها بسته بندی نیست که مشکل ساز است، نتایج بررسی های اخیر در هنگ کنگ نشان می دهد رستوران هایی که فست فود همبرگر تولید می کنند، ترکیب آلوده کننده ای مانند آن چه یک خودرو پس از پیمودن ۱۶۰۹ کیلومتر تولید می کند، بر جای می گذارند.گاز گلخانه ای که سالانه به علت تولید و مصرف چیزبرگر تولید می شود مساوی با گاز گلخانه ای است که توسط ۶.۵ میلیون تا ۱۹.۵ میلیون خودرو تولید می شود.

مواد غذایی حاوی روغن نخل؛

این روغن در چیپس، کراکر، شکلات، مارگارین و محصولات کنسروی یافت می شود. سالانه حدود ۴۰ میلیون تن روغن نخل که ارزان ترین روغن پخت و پز جهان است، تولید می شود که ۸۵ درصد آن در اندونزی و مالزی صورت می گیرد. در این کشورها روزانه ۷۷ کیلومتر مربع جنگل از درخت پاک سازی می شود. کشت درخت نخل بزرگترین میزان تخریب جنگل را به وجود می آورد. با از بین رفتن جنگل های استوایی، تقریبا تمامی حیات وحش از جمله ببر، خرس و حیوانات دیگر در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.

مواد غذایی بسته بندی و فرآوری شده؛

اغلب مواد غذایی در فروشگاه ها بسته بندی و فرآورده است که به سیاره ما ضرر می رساند. غذاهای فرآوری شده دارای مواد شیمیایی متعدد است و برای روند تولید آن به انرژی زیادی نیاز است. اضافه بر آن تمامی مواد بسته بندی از گورستان زباله سر در می آورد.

در نتیجه پلاستیک که تجزیه آن هزاران سال طول می کشد، محیط را مسموم می کند. متأسفانه بسته بندی های کاغذی که برای محیط زیست ضرر کمتری دارد نیز با یک لایه نازک پلاستیکی پوشانده شده است. راه حل چیست؟ مواد غذایی تازه مانند سبزی و میوه بخرید. برنج، جو، پاستا را به صورت کیلویی خریداری کنید.

اغلب مواد غذایی غیر ارگانیک؛

مواد غذایی ارگانیک بدون استفاده از حشره کش کشت می شود. این امر مانع از ورود مواد شیمیایی به منابع آب و فرسایش خاک می شود. روش کشاورزی ارگانیک به ۳۰ درصد انرژی و آب کمتری نسبت به روش سنتی نیاز دارد.

نان سفید؛

همه ما می دانیم که نان های سبوس دار و گندم نسبت به نان سفید ارزش غذایی بیشتری دارد.اما غیر از آن نان سبوس دار به محیط ضرر کمتری می رساند زیرا برای تهیه نان سفید به روند اصلاح نیاز است و این یعنی صرف انرژی و منابع بیشتر که برای سیاره زمین مضر است.

تخریب ها و آلودگی ها روی زمین ماندگار هستند

تخریب محیط زیست اگرچه کار امروز و دیروز انسان نبوده است، اما از آنجا که تخریب ها و آلودگی ها روی زمین ماندگار هستند و برهم انباشته می شوند؛ با گذشت زمان کره خاکی ما بیشتر از آلودگی های ناشی از فعالیت های مختلف بشر آسیب می بیند.ردپای زیست محیطی انسان یکی از معیارهایی است که نشان دهنده حجم تخریب زمین توسط انسان است.صنعتی شدن به عنوان دلیل اصلی این تخریب ها، یکی از بزرگ ترین اتفاقاتی است که با وجود آن که از یک طرف آسایش بیشتری را برای انسان به ارمغان آورده اما از سوی دیگر با تولید دی اکسید کربن، اثرات جدی بر تغییر و تخریب محیط زیست وارد می کند.در جدیدترین آمار، سازمانی موسوم به شبکه ردپای زیست محیطی جهانی که نهادی غیردولتی و مردم نهاد متشکل از کارشناسان و پژوهشگران فعال و متخصص در امور زیست محیطی و منابع طبیعی کره زمین است، اعداد و ارقامی درباره این نوع تخریب ها به شیوه ای متفاوت منتشر کرده است.

شیوه ای که به نظر می رسد به کمک آن بهتر و بیشتر از همیشه می توانیم تاثیر منفی فعالیت هایمان را بر محیط زیست درک کنیم.بر این اساس، مشخص شده که تا ابتدای شهریور امسال انسان آنقدر محیط زیست خود را آلوده کرده که اعتبار سالانه زیست محیطی خود را کاملا خرج کرده است. در واقع، هر فعالیت مخربی که تا آخر سال میلادی ـ یعنی در حدود چهار ماه آینده انجام شود ـ تعادل محیط زیست را برهم می زند و اثرات غیرقابل بازگشتی از خود بر جا خواهد گذاشت.به عبارت دیگر، در این روزهای باقیمانده تا سال ۲۰۱۳ هر آنچه باعث آزاد شدن دی اکسید کربن و آسیب به محیط زیست می شود به دلیل اشباع طبیعت از انواع آلاینده ها از اعتبار سال آینده بشر کم می کند.اگر توجه کنیم که در سال ۲۰۱۱، این اعتبار سه ماه، سال ۲۰۰۵ دو ماه و در سال ۲۰۰۰، تقریبا یک ماه زودتر از پایان سال به پایان رسیده است، آن گاه متوجه خواهیم شد بشر سال به سال فرآیند تخریب محیط زیست را تسریع می بخشد.

برای آن که روند رو به گسترش آلودگی های ناشی از دی اکسید کربن را بهتر درک کنیم بهتر است بدانیم پژوهشگران شبکه ردپای زیست محیطی جهانی، همه ساله با محاسبه میزان منابع طبیعی موجود در کره زمین و چگونگی استفاده آن به طور میانگین، حد متوسط توانایی های زمین را برای حفظ تعادل زیست محیطی خود، با در نظر گرفتن مصارف انسانی و زیان های زیست محیطی، ازجمله تولید دی اکسید کربن یا گازهای گلخانه ای تعیین می کنند و می توانند به طور تقریبی، زمان به پایان رسیدن اعتبار سالانه انسان در انتشار عوامل مخرب را اعلام کنند.به بیانی ساده تر، اگر امسال در دویست و سی وچهارمین روز سال، اعتبار سالانه خود را به پایان رسانده ایم، یعنی در این مدت به اندازه اعتبار ۳۶۵ روزه از منابع طبیعی کره زمین بهره برده ایم و با تولید دی اکسید کربن، گازهای گلخانه ای و آلاینده های شیمیایی ، به تعادل زیست محیطی سیاره زمین لطمه زده ایم.البته این قصه به امروز و دیروز خلاصه نمی شود و آن طور که اعلام شده از نیم قرن گذشته تاکنون بشریت روز به روز بیشتر نسبت به کره زمین و منابع طبیعی آن بدهکار می شود.تازه این گزارش بدون در نظر گرفتن ریسک های طبیعی، مانند زلزله و سونامی، عوامل غیرطبیعی از جمله آلودگی های انسانی ناشی از جنگ، رادیواکتیویته و آلاینده های شیمیایی که به خودی خود باعث محدودتر شدن اراضی قابل کشت می شود، منتشر شده است.

مطمئنا اگر این عوامل هم مد نظر قرار گیرند عمق فاجعه تخریب میراث نسل های آینده توسط انسان امروزی بیشتر مشخص شده و اعتبار بشر خیلی زودتر از آنچه اکنون عنوان می شود به پایان می رسد.

به نظر کارشناسان، با ادامه روند کنونی کم کم زمین از انسان به تنگ می آید و پیش بینی می شود تا سال ۱۴۳۰ خورشیدی یعنی در کمتر از ۴۰ سال آینده، ۳۰ درصد تنوع زیستی کره زمین از بین برود اگر این روند را ادامه دهیم شاید انسان نیز به جمع اسامی انواع گونه های در معرض انقراض اضافه شود.با ادامه روند کنونی اگر هم نسل انسان منقرض نشود، آیندگان باید به فکر سکونت در جای دیگری باشند

تخریب محیط زیست تضییع حقوق مردم است

انسان و محیط زیست مخلوقات خداوند هستند،  انسان جایگاه خلیفة اللهی دارد و به میزانی در عالم حق تصرف دارد که نیازهای خود را برطرف کند و میزان و حد آن باید مشخص باشد.حفظ محیط زیست در ابعاد فردی و اجتماعی از حقوق مشترکی به شمار می رود که تمام انسان ها در آن مشارکت دارند،  انسان ها باید به گونه ای زندگی کنند تا آسیب و تجاوزی به طبیعت نداشته باشند.مقابله با انسان های متجاوز به طبیعت از وظایف محیط بانان محیط زیست است،  انسان هایی در قالب حفاظت محیط زیست فعال باشند تا طبیعت را از آسیب ها نگاه دارندکمبود معنویت یکی از مهم ترین عوامل بحران زا در محیط زیست دنیا است، مردمی با نشاط تر هستند که وضعیت طبیعت آن منطقه مطلوب باشد، بر همین اساس است که نبی مکرم اسلام(ص) می فرماید شکستن شاخه ای درخت همانند شکستن بال فرشته ای است. نفوذ کلام بزرگان دین می تواند زمینه ساز توجه به فرهنگ حفظ محیط زیست شود..امام صادق(ع) مبنی بر اینکه انسان ها در سه مسئله امنیت، عدالت و سرزمین های آباد اشتراک دارندمی فرمایند:اگر می خواهیم در محیط زیستی زندگی کنیم که مطلوب همه باشد باید بدانیم این نعمت عظیم، امانت الهی است .  انسان ها باید در حفاظت از این امانت الهی اهتمام داشته باشند،  تمام انسان ها در محیط زیست عمومی از حق برابری برخوردار هستند و نباید حق دیگران را با آسیب به طبیعت ضایع کرد. 

میراث شوم آلودگی برای نسل های آینده

درخصوص تاثیر آلودگی هوا بر ژن ها یا به عبارتی ارتباط آلودگی ها و ژنتیک باید چند مقوله را مورد توجه قرار داد. این آلاینده ها از ترکیبات مختلفی مانند SO۲ یا NO۲، پلی سیکلین آروماتیک هیدروکربن، ذرات گرد و غبار و فلزاتی مانند سرب تشکیل شده است در صورتی که سطح آنها از یک حد آستانه فراتر رود، می تواند ساختار ژنتیکی افراد و DNA را تحت تاثیر خود قرار دهد. از طرف دیگر باید این موضوع را نیز مورد توجه قرار داد که استعداد افراد نسبت به عوارض آلاینده ها متفاوت است.

برخی آلاینده ها از نظر ژنتیک اثرات تجمعی دارد یعنی با هم و در یک جا اثر می گذارد و از یک مکانیسم یا گاهی از مکانیسم های مختلف به یک نتیجه منجر می شود. براساس تحقیقات انجام شده، اگر سطح این آلاینده ها از حد مجاز افزایش پیدا کند، می تواند به عنوان عوامل جهش زا یعنی عواملی که باعث تغییرات پایدار در سطح ژنوم افراد می شود، عمل کند. در شرایط طبیعی تحت تاثیر عوامل مختلف در سطح ژنوم DNA هسته سلول یا متیوکندری تغییراتی در بدنمان ایجاد می شود، اما این تغییرات توسط آنزیم های ترمیمی شناسایی شده و ترمیم انجام می شود. اگر به هر علتی سطح فعالیت این آنزیم ها کاهش پیدا کند یا به علت نوع جهش ایجاد این تغییرات قابل شناسایی نباشد یا عوامل شناسایی اینها را شناسایی نکند یا این که تغییرات به گونه ای باشد که بخوبی قابل شناسایی نباشد و قابلیت ترمیم از دست برود، این جهش ها تجمع پیدا می کند.

بسیاری از مواد شیمیایی با نوکلوئتیدها پیوند ناگسستنی برقرار می کند و این ارتباط به تجمع جهش ها منجر می شود که به نوبه خود می تواند عوارضی نظیر ابتلا به سرطان ها، پیری زودرس و ایجاد تغییراتی در برخی از ژن های خاص را به همراه داشته باشد و به ابتلا به یک بیماری خاص منجر شود. آلاینده ها می تواند بر ژن ها نیز اثر گذارد. در حقیقت آلاینده ژن هایی تحت عنوان اکسیداسیون استرس ژن ها را تحت تاثیر خود قرار می دهد. این ژن ها در فرآیند اکسیداسیون در بدن نقش ایفا می کند و تغییر در عملکرد آنها موجب افزایش مواد اکسیدان و در نتیجه تجمع مجدد جهش ها می شود.

در چنین شرایطی مصرف مواد آنتی اکسیدان مانند ویتامین C و E، میوه و سبزیجات توصیه می شود. مواد آنتی اکسیدان فقط در دفع متابولیت ها نقش ندارد بلکه می تواند در فرآیند تجمع جهش ها نیز تاثیرگذار باشد. آلاینده ها می تواند با ایجاد تغییرات ژنتیک در میزان جذب، توزیع، فعالیت و حتی غیرفعال شدن سموم دیگر هم از طریق تاثیری که روی ژن های آنزیم های کبدی و بویژه سیتوکروم اکسیدازها می گذارد، تاثیرگذار باشد. مهم تر این که این جهش در بعضی از موارد در سلول های زایا اتفاق می افتد و قابلیت انتقال به نسل بعد را هم دارد.

بیشترین مطالعاتی که درخصوص تاثیر عوامل آلاینده در حوزه ژنتیک انجام شده، بررسی نقش عوامل ژنتیک بر تاثیر عوامل آلاینده و بخصوص در دستگاه تنفس بوده است که می تواند محدوده وسیعی از افزایش احتمال ابتلا به حساسیت های عادی در افرادی که ساعات طولانی در ترافیک و در معرض آلاینده ها هستند تا بروز زمینه آلرژی در کودکانی را که در معرض آلاینده ها هستند در بر گیرد.

یکی از دیگر مکانیسم های تاثیرگذاری آلاینده های موجود در هوا مقوله جدیدی به نام اپی ژنتیک است. به عبارت دیگر، گاهی آلاینده ها از طریق تغییراتی که در گروه های متیل ایجاد می کند باعث بیان یا عدم بیان بعضی از ژن ها می شود. یعنی در سطح خود DNA تغییراتی ایجاد نمی شود. مکانیسم اثر اپی ژنتیک از طریق گروهی است که بار الکتریکی ایجاد می کند. مواد غذایی و انجام فعالیت های ورزشی نیز می تواند از همین طریق روی ژن ها اثرگذار باشد. موضوع دیگری که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، این است که آلودگی هوا می تواند زمینه ساز زایمان های زودرس و تولد نوزادان زودرس باشد که این موضوع هم زمینه اپی ژنتیک دارد، هم زمینه ژنتیک و هم زمینه محیطی ـ اجتماعی. همچنین وجود ذرات آلاینده و افزایش سطح آن از حد مجاز می تواند بر تغییر الگوی بیماری هایی نظیر بیماری های قلبی تاثیرگذار باشد.

جهش و تغییرات ژنتیک در دو سطح اتفاق می افتد: یا در سطح ژن ها یا در سطح کروموزوم ها. براساس نتایج به دست آمده از برخی مطالعات، گاهی جهش در سطح کروموزومی به افزایش اختلالات شمارشی در بعضی جنین ها منجر شده که نتیجه تاثیر بعضی آلاینده های خاص بوده است، اما استعداد افراد به این آلاینده متفاوت است. یعنی با توجه به خصوصیات ژنتیکی متناسب با هر نژاد یا قومیتی، میزان پاسخ افراد به عوارض ذکر شده، از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

برای مثال دیده شده بعضی از تغییرات که در بیش از یک درصد جامعه دیده می شود، در سطح ژنوم اتفاق می افتد که به این تغییرات پلی مورفیسم یا تغییرات چندگانه گفته می شود. این تغییرات با بروز یا بروز نکردن و افزایش یا کاهش پاسخ به بیماری ها یا داروهای خاص ارتباط دارد و درخصوص هر آلاینده ای نیز این تنوع ژنتیکی میزان پاسخ به این آلاینده ها را در هر جمعیتی متفاوت می سازد. پس ضروری است در مراکز تحقیقاتی خاص، این میزان پاسخ و عوامل دخیل در آن به صورت فردی و جمعیتی بررسی شود تا افراد در معرض خطر بالا، برای آلاینده های خاص شناسایی شوند و به آنها پروتکل ویژه ای پیشنهاد شود که می تواند دربردارنده مصرف بعضی مواد خاص و بویژه آنتی اکسیدان ها باشد، یعنی استراتژی خطر بالا جایگزین استراتژی جمعیتی شود. در این صورت تحقیقات مشابه کشورهای دیگر به صورت کامل قابل استناد نیست و باید در هر قوم و نژادی، این استراتژی بومی سازی شود.

بنابراین به این نتیجه می رسیم اگر سطح آلاینده ها بیش از حد مجاز باشد، دیگر تاثیرات آن محدود به سطوح بدن نمی شود، بلکه ممکن است اندام ها و اعضای داخلی را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد و در فرآیندهای بلندمدت زمینه ساز ابتلا به بیماری های سرطانی و پیری زودرس باشد. البته نوع و میزان پاسخ افراد به این آلاینده ها متفاوت است. گروهی پاسخ سریع تر دارند، گروهی دیرتر پاسخ می دهند و گروهی نیز با میزان کمتر بیشترین پاسخ را دارند. برای مثال اگر پیری زودرس یا تسریع در روند پیری را به عنوان یکی از عوارض آلودگی هوا در نظر بگیریم، باید توجه داشته باشیم در فرآیند پیری مکانیسم های مختلفی تاثیرگذار است که یکی از مهم ترین آنها تعادل سازش بدن با عملکرد سلول های بنیادی است. اگر به دلیلی سیستم های ترمیمی در بدن آسیب دیده باشد، اثرات تجمعی به پیری زودرس منجر می شود. البته حتی در این فرآیند نیز میزان پاسخ افراد متفاوت است. بنابراین حتما باید تحقیقات پایه ای در این زمینه آغاز شود تا برای هر فردی یک الگوریتم فردی طراحی شده و میزان خطر براساس افرادی که در جامعه حضور دارند و گروه در معرض خطر بالا مشخص شود. حد مجاز برای هر جامعه و قومیتی متفاوت است.